تبليغاتX
کلبه زندگی

کلبه زندگی
نکاتی برای خوب زیستن
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
 

 

رمز دار نمیتونی وارد بشی

 

ورورد ممنوعــــــــــــــــــــــ-


ادامه مطلب
[ سه شنبه هجدهم مرداد 1390 ] [ 22:16 ] [ وستا vesta ]
زندگی مال ماست

 

خوب وبد بودن ان

 

عملی از من و ماست

 

پس بیا تا بفشانیم همه بذر خوبی و صفا

 

و بگویم به دوست

 

معنی عشق وحقیقت چه نکوست

[ جمعه سوم تیر 1390 ] [ 0:7 ] [ وستا vesta ]

آنقدر زمین خورده ام که بدانم

برای برخاستن

نه دستی از برون

که همتی از درون

لازم است

حالا اما...

نمی خواهم برخیزم

در سیاهی این شب بی ماه

می خواهم اندکی بیاسایم

فردا

فردا

برمی خیزم

وقتی که فهمیده باشم چرا

زمین خورده ام...

 

از : فریبا عرب نیا


[ جمعه بیستم خرداد 1390 ] [ 0:33 ] [ وستا vesta ]

1- Confidence ( اعتقاد ) : 
اهالی روستایی تصمیم گرفتند که برای نزول باران دعا کنند.
روزی که تمام اهالی برای دعا در محل مقرر جمع شدند، فقط یک پسربچه با چتر آمده بود، 
این یعنی اعتقاد.
2- Trust ( اعتماد ) :
اعتماد را می توان به احساس یک کودک یکساله تشبیه کرد، وقتی که شما او را به بالا پرتاب می کنید، او میخندد ..... چرا که یقین دارد که شما او را خواهید گرفت، 
این یعنی اعتماد.
3- Hope ( امید ) :
هر شب ما به رختخواب می رویم بدون اطمینان از اینکه روز بعد زنده از خواب بیدار شویم. ولی شما همیشه برای روز بعد خود برنامه دارید، 
این یعنی امید.


با اعتقاد،اعتماد و امید زندگی کنید
[ پنجشنبه بیستم آبان 1389 ] [ 1:8 ] [ وستا vesta ]
 

    آسمان تيره چيزي نيست، جز ابري گذرا

 

                                    دوك الينگتون

كسي كه دريافته است خردمند نيست، گام در راه خردمندي نهاده است.

 

                                                   پوبلیلیوس سیروس

ديگران با ما همان رفتاري را دارند كه ما با خويشتن داريم.       ( متیوس )      

 

[ پنجشنبه هجدهم شهریور 1389 ] [ 1:3 ] [ وستا vesta ]

 

کودکی ده ساله که دست چپش در یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود ، برای تعلیم فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد . پدر کودک اصرار داشت استاد از فرزندش یک قهرمان جودو بسازد استاد پذیرفت و به پدر کودک قول داد که یک سال بعد می تواند فرزندش را در مقام قهرمانی کل باشگاه ها ببیند .
در طول شش ماه استاد فقط روی بدن سازی کودک کار کرد و در عرض این شش ماه حتی یک فن جودو را به او تعلیم نداد . بعد از 6 ماه خبر رسید که یک ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می شود . استاد به کودک ده ساله فقط یک فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روی آن تک فن کار کرد . سر انجام مسابقات انجام شد و کودک توانست در میان اعجاب همگان با آن تک فن همه حریفان خود را شکست دهد !
سه ماه بعد کودک توانست در مسابقات بین باشگاه ها نیز با استفاده از همان تک فن برنده شود و سال بعد نیز در مسابقات کشوری ، آن کودک یک دست موفق شد تمام حریفان را زمین بزند و به عنوان قهرمان سراسری کشور انتخاب گردد .

وقتی مسابقات به پایان رسید ، در راه بازگشت به منزل ، کودک از استاد راز پیروزی اش را پرسید . استاد گفت : " دلیل پیروزی تو این بود که اولاً به همان یک فن به خوبی مسلط بودی ، ثانیاً تنها امیدت همان یک فن بود و سوم اینکه راه شناخته شده مقابله با این فن ، گرفتن دست چپ حریف بود که تو چنین دستى نداشتی ! یاد بگیر که در زندگی ، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت خود استفاده کنی . راز موفقیت در زندگی ، داشتن امکانات نیست ، بلکه استفاده از " بی امکانی " به عنوان نقطه قوت است .
[ جمعه چهارم تیر 1389 ] [ 1:8 ] [ وستا vesta ]

نیمروی ساده

زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود.

ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد: مواظب باش، مواظب باش، یه کم بیشتر کره توش بریز. وای خدای من، خیلی درست کردی ... حالا برش گردون ... زود باش. باید بیشتر کره بریزی ... وای خدای من از کجا باید کره بیشتر بیاریم؟؟ دارن می‌سوزن. مواظب باش. گفتم مواظب باش! هیچ وقت موقع غذا پختن به حرفهای من گوش نمی‌کنی ... هیچ وقت!! برشون گردون! زود باش! دیوونه شدی؟؟؟؟ عقلتو از دست دادی؟؟؟ یادت رفته بهشون نمک بزنی. نمک بزن... نمک...

زن به او زل زده و ناگهان گفت: خدای بزرگ چه اتفاقی برات افتاده؟!

فکر می‌کنی من بلد نیستم یه تخم مرغ ساده درست کنم؟

شوهر به آرامی گفت: فقط می‌خواستم بدونی وقتی دارم رانندگی می‌کنم، چه بلائي سر من مياري!!مرغ برای صبحانه بود.

ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد: مواظب باش، مواظب باش، یه کم بیشتر کره توش بریز. وای خدای من، خیلی درست کردی ... حالا برش گردون ... زود باش. باید بیشتر کره بریزی ... وای خدای من از کجا باید کره بیشتر بیاریم؟؟ دارن می‌سوزن. مواظب باش. گفتم مواظب باش! هیچ وقت موقع غذا پختن به حرفهای من گوش نمی‌کنی ... هیچ وقت!! برشون گردون! زود باش! دیوونه شدی؟؟؟؟ عقلتو از دست دادی؟؟؟ یادت رفته بهشون نمک بزنی. نمک بزن... نمک...

زن به او زل زده و ناگهان گفت: خدای بزرگ چه اتفاقی برات افتاده؟!

فکر می‌کنی من بلد نیستم یه تخم مرغ ساده درست کنم؟

شوهر به آرامی گفت: فقط می‌خواستم بدونی وقتی دارم رانندگی می‌کنم، چه بلائي سر من مياري!!

سیگار

        

قسم خوردم که بابت حقارتی که جلو دوستانم نصیبم کرده بود از او انتقام بگیرم.

تنها کاری هم که از دستم بر می آمد این بود که جیـبش را بزنم!

خیلی وقت بود که این کار را می کردم هر بار که مادرم حالم را می گرفت با برداشتن پول از جیبش تلافی می کردم. پس این بار که مادر به خاطر یک سیگار کشیدن ساده آن طور جلو دوستانم به من سیلی زد من هم باید حسابی کیفش را خالی می کردم.

سوار تاکسی شدم و به سوی خانه راه افتادم. در ردیف عقب معتادی مفلوک نشسته بود که مرا به راننده نشان داد و گفت : "آره همسن همین آقا پسر یعنی دبیرستانی بودم که اولین بار مادرم سیگار دستم دید و به رویم نیاورد. اگر آن روز مادرم یک سیلی به من زده بود امروز وضعم این طور نبود و...

به خانه که رسیدم افتادم به پای مادر و دستش را بوسیدم و اشک ریختم.

[ دوشنبه سوم خرداد 1389 ] [ 1:13 ] [ وستا vesta ]

برای هر روز از ماه, گفتاری كوتاه پيشنهاد شده است.روز را در ساعت مناسبی آغاز كنيد. گفتار را چند بار تكرار كنيد.

دفعه اول با صدای بلند بعد آرام تر, بعد به صورت يك زمزمه و سپس در فكرتان تكرار كنيد.

با هر بار تكرار , بگذاريد كلمات با عمق بيشتری جذب ضمير نا خود آگاه تان شود.

به تديج مفهوم كاملی از اين گفتارها به دست خواهيد آورد كه اگر بخواهيد آنها را طی يك دوره ياد بگيريد در پايان حقايق ارائه شده با شما يكی خواهد شد.

آن صفحه ای كه گفتار روزتان هست طی روز باز كنيد در هر فرصت آن را مرور كنيد.

حتی المقدور آن گفتار را با شرايط واقعی زندگی تان تطبيق دهيد.شب قبل از خواب چند بار ديگر گفتارتان را مرور كنيد.

سعی كنيد اثرات مثبت را در تمام وجودتان جذب كنيدو بگذاريد با ضمير آگاهتان يكی شود
.



روز اول

راز دوستی در تفاوت قائل شدن میان دوستان است . صداقت را به چاپلوسی و صمیمیت را به لبخندهای تصنعی ترجیح بده.



روز دوم

راز دوستی آن است که برای یافتن دوستان صمیمی باید اول خودت یک دوست باشی.



روز سوم

راز دوستی در توقع نداشتن از دیگری است نسبت به دیگران آزاده رفتار کن



روز چهارم

راز دوستی در قسمت کردن شادی ها با دیگران است.



روز پنجم

راز دوستی در این است که بیشتر گوش کنی تا دیگران را وادار به شنیدن کنی.



روز ششم

راز دوستی در این است که در خوشبختی دیگران نه فقط با حرف بلکه با عمل سهیم باشی.



روز هفتم

راز دوستی در دوست داشتن بی قید و شرط دیگران است



روز هشتم

راز دوستی در این است که دوستانت را تحسین کنی بی آنکه بدانند چه احساسی نسبت به آنها دارید.



روز نهم

راز دوستی در این است که دوستانت را همان طور که هستند بپذیری و سعی نکنی آنها را به دلخواه خودت باز آفرینی کنی.



روز دهم


راز دوستی ار این است که حالات خوب و بد خود را به دیگران تحمیل نکنی, اما به آنها فرصت دهی که احساس خود را بیان کنند.



روز یازدهم

راز دوستی در این است که نیاز های دیگران را مقدم بر نیاز های خودت بدانی



روز دوازدهم

راز دوستی در این است که هرگز اشتیاق دوستانت را نسبت به مسائل مختلف تحقیر نکنی



روز سیزدهم

راز دوستی در محترم شمردن است. به حقوق و دیدگاه های دوستت احترام بگذار



روز چهاردهم

راز دوستی در این است که تغییر حالات خود را با خوشرویی و حسن نیت بپذیری



روز پانزدهم

راز دوستی در این است که محبت را نه تنها با کلام بلکه با نگاه و لحن صدا نیز ابراز کنی.



روز شانزدهم

راز دوستی در این است که دوستان را در آرزوها و اهدافت سهیم کنی, نه این که فقط با آنها وقت بگذرانی



روز هفدهم

راز دوستی در این است که هنگام صحبت با دوستان حواست کاملا جمع آنها باشد.



روز هجدهم

راز دوستی در این است که همواره افکار مثبت در سر داشته باشی. خصوصا هنگام بروز سوء تفاهمات.

روز نوزدهم

راز دوستی در این است که هرگز دوستانت را قضاوت نکنی بلکه همواره نکات مثبت آنها را ببینی.



روز بیستم

راز دوستی در این است که دائما دیگران را سرزنش نکنی بلکه مزایای مثبت کار درست را صادقانه بیان کنی.



روز بیست و یکم

راز دوستی در این است که از سعادت دوستان شاد باشی و هرگز وضعیت خود را با بدبینی با وضعیت آنها مقایسه نکنی.



روز بیست و دوم

راز دوستی در این است که در غم و ناراحتی دوستانت شریک باشی و به آنها دلگرمی بدهی

نه این که به آنها دلگرمی بدهی نه این که با ابراز احساسات نادروست ناراحتی شان را تشدید کنی.



روز بیست و سوم

راز دوستی در این است که حامی حقوق دوستت باشی حتی اگر ناچار شوی به اشتباه خود اعتراف کنی.



روز بیست و چهارم

راز دوستی در معتمد بودن است. روی حرفت بایست به قولت عمل کن و به تعهدت پایبند باش.



روز بیست و پنجم

راز دوستی در این است که در معاشرت با جمع رشد کنی و آگاهی ات را افزایش دهی



روز بیست و ششم

راز دوستی در این است که روابط خود با دوستانت را به روابطی استثنایی تبدیل کنی.



روز بیست و هفتم

راز دوستی در صدر قرار دادن عشق خداوند است



روز بیست و هشتم

راز دوستی در این است که با موهبت دوستی عشق به خداوند را در خودت ایجاد کنی.



روز بیست و نهم

راز دوستی در این است که به تنش های موجود در رابطه ات بها ندهی و دست به کاری بزنی که موجب تقویت دوستی شود.



روز سی ام

راز دوستی در صمیمیت است. برای دوستانت یک دوست واقعی باش حتی زمانی که با تو بد می کنند.

[ سه شنبه یازدهم اسفند 1388 ] [ 22:39 ] [ وستا vesta ]
                                  

                                                               

گاهي اوقات پس از زايمان و وقتي كه همه با هم به خانه باز مي گرديد، اوضاع آنطور كه شما پيش بيني مي كرديد پيش نخواهد رفت. شايد شما هم اين تجربه را داشته باشيد كه چند روز بعد از زايمان همه كارهاي نوزاد را مادرش انجام دهد،

غذا دادن به نوزاد، سرگرم كردن او، لالايي خواندن و خلاصه ممكن است تمام زمان مادر با نوزاد سپري شود. به اين ترتيب رابطه تازه وارد با مادرش روز به روز قويتر مي شود، مانند اينكه آنها هنوز از طريق بند ناف نامرئي به يكديگر متصل هستند. البته اين سناريو تا حدي زيادي اجتناب ناپذير است و نمي توان از همه پدرها انتظار داشت تا براي برقراري ارتباط با نوزادشان از رفتن به سر كار انصراف دهند. از سوي ديگر تشكيل خانواده و عضو جديد نيازهاي ديگري هم دارد كه بايد تامين شود. اما در اين ميان نكته اي نهفته باقي مي ماند و آن دور شدن تدريجي پدر از خانواده است.

گاهي پدران نه به دليل تنبلي يا عدم علاقه به فرزندشان، بلكه به اين علت كه خجالت مي كشند و نمي دانند چه بايد بكنند از وظايف پدري طفره مي روند. مراقبت از يك نوزاد غالبا شامل غذا دادن به او و آرام كردن او مي شود؛ و برخي از مرداني كه به تازگي پدر شده اند، فكر مي كنند كه ابزارهاي لازم براي انجام اين دو كار را ندارند.

كليد اصلي در برقراري پيوند بين پدر و نوزاد آن است كه پدران بدانند كه نبايد تلاش كنند تا يك مادر ديگر براي كودك باشند. كودك شما، يك مادر دارد، و همين براي او بس است. آنچه كودك بدان نياز دارد، آن است كه شما، خودتان باشيد: يك پدر! آيا شما هنوز هم به عنوان يك پدر، احساس نگراني يا خجالتي بودن مي كنيد؟ مي توانيد از روشهاي زير براي حل اين مشكل استفاده كنيد:

در نيمه شب با شيشه به كودك شير بدهيد

مي توانيد در نيمه شب ها كه مادر براي شير دادن كودك بيدار مي شود، شما هم از جا برخيزيد و به او كمك كنيد. بعد از مدتي و اگر از شير خشك به عنوان مكمل شير مادر استفاده مي كنيد، مي توانيد اين نقش را بطور كامل شما انجام دهيد. اين تجربه مي تواند گاهي بسيار جذاب باشد و شما را براي مواقعي كه نوزاد شما را دچار بيخوابي شبانه مي كند آماده شويد.

مي توانيد نگاه كردن به كودك را به يك مسابقه مهيج تبديل كنيد

آيا فكر مي كنيد كه قهرماني، مخصوص مردان است؟ اين فكر را از ذهن خود بيرون كنيد كه نوزاد شما در هر مسابقه اي يك بازنده خواهد بود؛ مي توانيد امتحان كنيد: به همديگر خيره شده و سعي كنيد چشمهاي خود را باز نگه داريد؛ ببينيد كه چه كسي اول پلكهايش را به هم مي زند! نوزاد شما ممكن است همه را شگفت زده كند. نوزادها دوست دارند كه به صورت افراد ديگر خيره شده و در آن دقت كنند، و اين احتمال وجود دارد كه آن كسي كه اول چشمك مي زند، شما باشيد. شايد با نگاه به صورت او، چيزهايي ديگري نيز ذهن شما را به خود مشغول كند: چانه او به چه كسي شبيه است؟ گوشهايش به همسرتان رفته اند يا به مادرتان؟

كانگورو بشويد! (بچه را داخل يك آغوش در جلوي خود ببنديد)

اگر كودك شما دچار كوليك باشد ممكن است هيچگاه آرام نشود مگر اينكه كسي او را بغل كند. در اين وضعيت پدر مي تواند كودك ناآرام را در يك آغوش يا حمايل جلوي خود ببندد و به كارهاي روزمراه اش برسد..

نوزاد را به حمام ببريد

يك پدر تازه كار، از حمام بردن كودك مي ترسد؛ جيغ و دادهاي بچه، به همراه پوست نرم و ليز او، پدر را عصبي مي كند. اما نتايج آن گاهي به تجربه اش مي ارزد، مي توانيد وان را از آب پر كنيد و با هم داخل آن برويد. قرار گرفتن در آغوش پدر، همه مشكلات را حل مي كند!

براي كودك خود، مجله ورزشي بخوانيد

آن هم با صداي بلند! پس از 1000 بار خواندن كتابهاي كودكان، ممكن است كمي از خواندن مجدد آن بي حوصله شويد! مي توانيد نتايج مسابقات فوتبال آن روز را با صداي نرم براي كودكتان زمزمه كنيد، بچه هم خوشش مي آيد! اينكه پدر چه متني را بخواند اهميت ندارد؛ بلكه آنچه اهميت دارد آن است كه براي بچه يك چيزي بخواند!

يك ميز شام دو نفره بچينيد

اگر كودك شما آنقدر بزرگ شده كه بتواند سر سفره يا ميز بنشيند و غذاي معمولي بخورد، گاهي اوقات مي توانيد يك ميز دو نفره (پدر و كودك) براي خودتان بچينيد، و شام دو نفره با هم بخوريد.

پوشك بچه را عوض كنيد

درباره ارتباط با كودك از طريق ساده ترين و جزئي ترين موارد هم حرف بزنيد؛ مثلا در مورد عوض كردن پوشك. در هنگام عوض كردن پوشك، شما با او تماس بدني داريد، با او صحبت مي كنيد، اما فهميدن ارزش اين رابطه شايد چندان آسان نباشد. براي پدراني كه فكر مي كنند همسرشان روزها در خانه چه مي كنند، بد نيست كه تعداد پوشكهاي تعويض شده در طول روز را بشمارند. از اين زمان طولاني مي توان براي برقراري رابطه عاطفي استفاده كرد.

هنگام سرماخوردگي يا تب كردن بچه، كمك كنيد

هيچ كس دوست ندارد كودكش مريض شود، اما هيچ چيز به اندازه بيماري نمي تواند نياز كودك به شما را نشان دهد. يك شب بغل كردن و جنباندن كودك مريض، تجربه اي دردناك اما گرانبها از پدر بودن را به شما خواهد داد.

مي توانيد در خانه، تمرين بدنسازي كنيد

يك جنبه بد از بچه دار شدن آن است كه پس از تولد نوزاد، شما زمان كافي براي ورزش و رفتن به سالن بدنسازي را نخواهيد داشت. جنبه خوب آن اين است كه مي توانيد يك وزنه بسيار مناسب در خانه براي تمرين پيدا كنيد! انجام تمرينهاي بدنسازي با كودكي كه مي تواند گردن خود را بخوبي نگه دارد عاليست. از اين كار، هم عضله هاي شما راضي خواهند بود، و هم بچه ها! نكته جالب اينكه وزنه ها به تدريج افزايش مي يابند.

اجازه دهيد كودك، بدن شما را لمس كند

يكي از مهمترين ويژگيهاي مردان آن است كه احساس بزرگ بودن مي كنند يا شايد احساس مي كنند كه هيچ گاه بچه نبوده اند. از زبري ريشها، تا سيبيلهاي نر، و تا موهاي سر كه كاملا كوتاه شده اند، همه جاي بدن پدر براي كودك جالب و قابل لمس است. دقت كنيد: بچه ممكن است موهاي سينه را بگيرد و بكشد؛ كه يك تنبيه دردناك براي پدر خواهد بود!

عكس بگيريد

كودك شما، بهترين سوژه براي عكاسي تان است. تازه يك مزيت ديگر هم وجود دارد: پدربزرگ و مادربزرگها، خاله و دايي و عمو و عمه ها، هر كس كه اين عكسها را برايش بفرستيد، واقعا مي فهمد كه شما از پدر بودن چقدر لذت مي بريد!

بازي هاي پرتحرك و پر سر و صدا

مطالعات نشان داده اند كه پدرها و مادرها، بچه هايشان را به شيوه متفاوتي بغل مي كنند. مادرها معمولا بچه ها را در آغوش مي گيرند؛ پدرها معمولا فيزيكي تر عمل مي كنند. شما نبايد كودك را تند يا با شدت تكان دهيد؛ بلكه مي توانيد ماهيچه هاي كوچك او را تحريك كنيد. اگر كودك شما به سني رسيده كه مي تواند بنشيند، شايد از اينكه او را بالا انداخته و سپس او را بگيريد، خوشش بيايد؛ يا ممكن است دوست داشته باشد او را مثل توپ فوتبال آمريكايي در بغل گرفته و بدويد! مادران معمولا اين كارها را نمي توانند انجام دهند، اما بچه ها از اين بازيها خوششان مي آيد؛ نشانه اش هم، جيغهاي شاد كودك است

[ سه شنبه یازدهم اسفند 1388 ] [ 22:22 ] [ وستا vesta ]

دلایل علمی عاشق شدن

چه زمانی متوجه حضور کسی در قلب خود میشوید؟ عشق در کیمیای ذهنتان باعث چه رویدادی میگردد؟ و آیا عاشق شدن صرفاً طریقه ای طبیعی برای حفظ بقای نوع بشر است؟

ما نام عشق را بر آن می نهیم. عشق به مانند روشنای آفتاب حس میگردد. اما روح بخش ترین احساسات انسانها شاید همین راه حل زیبای طبیعت برای بقای نسل آدمیان و تولید مثل آنها باشد.

مغر توسط مجموعه ای از مواد شیمیایی اثر بخش، ما را در دام عشق گرفتار می آورد. تـصور بر این است که در حال گزینش شریکی برای خود هستیم، در حالی که ممکن است طعمه ای دلباخته برای دام دوست داشتنی طبیعت بیش نباشیم.

آنگونه که شما تصور میکنید نیست...

روان پژوهان نشان داده اند در حدود 90 ثانیه تا 4 دقیقه زمان لازم است تا شما درباره عشق کسی تصمیم گیری نمایید.

تحقیقات گویای این مطلب میباشند:

  • %55 از طریق زبان جسمانی علاقه پدید می آید
  • %38 از طریق لحن صدا و سرعت سخن گفتن
  • فقط %8 از طریق گفتگو عاشق میشوند

3 مرحله عشق

روانشناسان برای عشق سه مرحله پیشنهاد نموده اند: شهوت، مجذوبیت و تعلق. هر کدام از این مراحل بدلیل وجود هورمونها و مواد شیمیایی خاصی ایجاد میشوند.

مرحله 1: شهوت

این اولین مرحله عشق بوده و در هر دو جنس زن و مرد بدلیل وجود هورمونهای جنسی استروژن و تستسترون پدید می آید.

مرحله 2: مجذوبیت

زمانی شگفت انگیز، هنگامیکه به عشقی حقیقی مبتلا شده اید و بسختی میتوانید به دیگران فکر کنید. دانشمندان بر این باورند که سه انتقال دهنده عصبی اصلی در این مرحله دخیل میباشند: آدرنالین، دوپامین و سروتونین

آدرنالین

مراحل ابتدایی علاقمندی به یک فرد باعث فعال شدن واکنشهای استرس زا و افزایش سطح آدرنالین و کرتیزول در خون می گردد. این فرآیند تاثیر فریبنده ای در فرد ایجاد میکند: وقتی او را برای اولین بار می بینید بدنتان عرق می کند، قلبتان سریعتر میتپد و دهانتان خشک میگردد.

دوپامین

یک زوج تازه ازدواج کرده تحت معاینه مغزی قرار گرفتند و مشخص گردید که میزان سطح دوپامین که نوعی انتقال دهنده عصبی بشمار میرود در آنها بالا است. این هورمون از طریق رهاسازی حس شدیدی از لذت، باعث تحریک 'میل و رغبت' در شخص میگردد. این دقیقاً همان تاثیری است که بعد از مصرف کوکائین در مغز بوجود می آید!

نتایج آزمایشات دال بر وجود مقدار قابل توجهی از دوپامین در اغلب زوجین میباشد: افزایش انرژی، کاهش نیاز به خواب و غذا، حواس متمرکز و لذتی مطبوع در کوچکترین جزئیات رابطه.

سروتونین

و در انتها سروتونین، یکی از مهمترین هورمونها، که باعث میگردد بسیار زیاد به معشوقتان فکر کنید.

آیا عشق شیوه تفکرتان را تغییر می دهد؟

در یک بررسی علمی مشخص شد که در مراحل اولیه ایجاد عشق ( مرحله مجذوبیت ) نحوه فکر کردن دچار دگرگونی شگرفی می شود. از بیست زوج جوان که ابراز علاقه بسیار شدیدی نسبت به هم می نمودند، دعوت بعمل آمد تا مشخص گردد که آیا مکانیزم تفکر دائمی به معشوق در مغز با مکانیزمی که باعث بروز اختلال وسواس فکری-عملی میشود ارتباطی دارد یا خیر.

با تحلیل نمونه های خونی گرفته شده معلوم گردید که میزان هورمون سروتونین در زوجهای جوان با سطوح پایین این هورمون در بیماران وسواس فکری-عملی برابری میکند.

عشق نیاز به ناپیدایی دارد

افرادی که بتازگی عاشق هم شده اند صورتی خیالی، شاعرانه و ایده آل به شریک زندگیشان می بخشند، محاسنشان را بزرگ نمایی نموده و عیوبشان را می پوشانند.

همچنین زوجهای جوان، خودِ رابطه را نیز متعالی جلوه می دهند و تصور میکنند که رابطه شان از هر زوج دیگری صمیمی تر و زیباتر است. روانشناسان معتقدند که ما به چنین نگرش خالصانه ای نیازمندیم. این نگرش باعث میگردد، تا زمان وارد شدن به مرحله بعدی عشق، یعنی تعلق، در کنار یکدیگر باقی بمانیم.

مرحله 3: تعلق

تعلق ضمانتی است که زوجین را متعهد میکند برای بچه دار شدن و پرورش آنها به اندازه کافی در کنار هم زندگی کنند. دانشمندان تصور میکنند که دو هورمون اصلی در رابطه با ایجاد حس تعلق دخیل هستند: اکسیتوسن و واسوپرسین.

اکسیتوسین - هورمون نوازش

اکسیتوسین هورمونی قدرتمند است که توسط زنان و مردان در حیم ارگاسم ترشح میشود. این هورمون احتمالاً حس تعلق را عمیق تر نموده و باعث میگردد زوجین بعد از اتمام رابطه جنسی بیش از پیش نسبت به هم احساس نزدیکی کنند. مطابق با این نظریه، هر قدر زوجین بیشتر رابطه جنسی برقرار کنند، پیوستگی و صمیمیت بین آنها نیز بیشتر خواهد شد. اکسیتوسین هنگام زایمان نیز ترشح شده و به ایجاد پیوند عاطفی قوی بین مادر و کودک، کمک شایانی می نماید. یکی دیگر از وظایف این هورمون خروج اتوماتیک شیر از سینه مادر در هنگام گرسنگی کودک است.

یک استاد روانشناسی نشان داد که اگر ترشح طبیعی هورمون اکسیتوسین در گوسفندان و موشها متوقف شود، آنها تازه متولدین خود را پس خواهند زد.

بطور عکس، تزریق اکستوسین به موشهای ماده ای که هیچگاه رابطه جنسی نداشتند، باعث دوستی کردن آنها با نوزادان موشهای دیگر گردید. موشهای ماده این نوزادان را گونه ای مراقبت میکردند که گویی متعلق به خودشان است.

واسوپرسین

واسوپرسین یکی دیگر از هورمونهای مهم در مرحله تعهد بلند مدت است و بعد از رابطه جنسی ترشح میگردد.

واسوپرسین (هورمون ضد ادرار) به همراه کلیه ها جهت کنترل تشنگی کار میکند. نقش بالقوه این هورمون در روابط بلند مدت زمانی که محققان مشغول مشاهده رفتارهای موشهای صحرایی بودند مشخص گردید.

موش های صحرایی در روابط جنسی که لزوماً برای تولید مثل نبود، بیشتر شرکت میکردند. آنها همچنین - همانند انسانها - رابطه زوجیت مستحکم تر و پایدارتری را بنا مینمودند.

زمانیکه به این موشها داروی متوقف کننده اثر واسوپرسین خورانده می شد، بدلیل از بین رفتن صمیمیت و عدم مراقبت احساسی از جفت، ارتباط آنها با جفتشان بسرعت قطع میگشت.

و در نهایت... چگونه عاشق شویم

  • شخصی کاملاً غریبه را بیابید.
  • به مدت نیم ساعت اطلاعاتی صمیمی درباره زندگیتان در اختیار یکدیگر قرار دهید.
  • سپس به مدت چهار دقیقه بدون اینکه حرفی بزنید عمیقاً به چشم های هم خیره شوید.

یک روانشناس مشهور که در حال مطالعه دلایل عاشق شدن انسانها میباشد، از چندین زن و مرد درخواست کرد تا سه مرحله بالا را انجام دهند و متوجه گردید که بسیاری از زوج ها بعد از یک آزمون 34 دقیقه ای عمیقاً احساس مجذوبیت می نمودند. دو زوج مورد مطالعه وی بعدها با یکدیگر ازدواج کردند.

 

[ یکشنبه نهم اسفند 1388 ] [ 23:52 ] [ وستا vesta ]
مردی مشغول تمیز کردن ماشین نوی خودش بود.ناگهان پسر ۴ ساله اش سنگی برداشت وبا آن چند خط روی بدنه ماشین کشید.مرد با عصبانیت دست پسرش را گرفت و چندین بار به آن ضربه زد. او بدون اینکه متوجه باشد، با آچار فرانسه ای که دردستش داشت، این کار را می کرد!در بیمارستان، پسرک به دلیل شکستگی های متعدد، انگشتانش را ازدست داد. وقتی پسرک پدرش را دید، با نگاهی دردناک پرسید: بابا!! کی انگشتانم دوباره رشد میکنند؟ مرد بسیار غمگین شد و هیچ سخنی برزبان نیاورد.. او به سمت ماشینش برگشت و از روی عصبانیت چندین بار با لگد به آن ضربه زد. در حالی که ازکرده خود بسیار ناراحت و پشیمان
بود، جلوی ماشین نشست و به خط هایی که پسرش کشیده بود نگاه کرد. پسرش نوشته بود:

«« دوستت دارم بابایی»»
[ یکشنبه یازدهم بهمن 1388 ] [ 0:17 ] [ وستا vesta ]
جام جم آنلاين: «اين كارو جلوي بچه‌ها نكن، نكنه بچه‌ها اين فيلم رو ببينند، نه!‌ لباس پوشيده جلوي بچه‌ها بهتره،‌ مواظب باش دخترمون اين حرفا رو نشنوه، اين سرياله ديالوگاي خوبي نداره، بهتره بچه‌ها اونو نبينند، ويدئو؟ اصلا، چشم و گوش بچه‌ها باز مي‌شه» و صدها جمله مشابه كه سال‌هاي نه‌چندان دوري را به ياد مي‌آورند كه در آن همه تلاش پدر و مادرها بر اين بود كه بچه‌هايشان برخي صحنه‌ها را نبينند و بعضي حرف‌ها را نشنوند تا سالم بمانند و از راه به در نشوند.

هنوز خاطرات احتياط كردن‌هاي بزرگ‌ترها براي اين كه بچه‌هاي كم سن و سال پا را از مرز كودكي فراتر نگذارند در ذهن خيلي از ما زنده مانده است. آن وقت‌ها بيشتر خانواده‌ها مراقب رفتار و گفتارشان بودند تا كاري نكنند و حرفي نزنند كه مناسب حال بچه‌هايشان نباشد و آنقدر در حريم خانه بايد و نبايد مي‌گذاشتند كه بچه‌ها هم جرات دست از پا خطا كردن را نداشتند و انجام خيلي از كارها را به وقتي كه بزرگ‌تر شدند و براي خود زندگي مستقلي تشكيل مي‌دادند موكول مي‌كردند.

آن وقت‌ها بيشتر خانواده‌ها حساس بودند كه مبادا دختر يا پسرشان چشم به نامحرم بيندازد و حواسش پرت شود، آن وقت‌ها ... اما حالا اوضاع خيلي متفاوت شده و اين حصارهاي سخت از ميان رفته است. البته اين كه بگوييم همه خانواده‌ها اين‌طور شده‌اند دور از واقعيت است، اما حقيقت اين است كه ساختار بسياري از خانواده‌ها با قبل متفاوت شده است.

حالا خانواده‌هاي زيادي هستند كه اگر فرزندشان فيلمي نامتعارف ببيند، اگر ساعت‌ها پاي رايانه بنشيند، اگر مدام براي گفتگو با دوستانش خط تلفن را اشغال كند، اگر دختر يا پسر مورد علاقه‌اش را به پدر و مادر معرفي كند و اگر همه آن كارهايي را انجام دهد كه آدم‌هاي سال‌هاي پيش قادر به انجامش نبودند، حساسيت زيادي از خود نشان نمي‌دهند و مانند گذشته پا پي بچه‌ها نمي‌شوند.

حد آزادي، رشد است

اين كه بياييم و دست به ارزشيابي بزنيم و تاكيد كنيم خانواده‌هاي قديم بهتر از خانواده‌هاي كم حساسيت امروز بوده‌اند، شايد كار درستي نباشد، چراكه هر زمانه‌اي مقتضيات خاص خود را دارد، اما اين‌كه چرا خانواده‌ها تا اين حد تغيير كرده‌اند، رويدادي است كه نخست بايد دلايل آن را دانست.

دكتر علي انتظاري، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه وقتي در گفتگو با «جام‌جم» مرز آزادي در خانواده‌ها را تعريف مي‌‌كند، بروز تغييرات در ساختار برخي خانواده‌هاي امروزي را نه‌ پديده‌اي شوم كه اتفاقي تابع شرايط روز مي‌داند و مي‌گويد: آزادي اگر به معني آزادانديشي باشد، چيز خوبي است. در واقع آزادي بايد حد داشته باشد و حد آن هم رشد است يعني آزادي‌اي قابل‌قبول است كه سبب رشد افراد شود پس هر چيزي كه در رشد اختلال بيندازد در حيطه آزادي نمي‌گنجد، اما اين كه حد رشد كجاست و چه چيزهايي مي‌تواند در رشد افراد اختلال ايجاد كند، بحثي تخصصي است.

وي بر همين اساس به تبيين پيامدهاي آزادي بي‌مرز بچه‌ها در خانواده مي‌پردازد و توضيح مي‌‌دهد: واقعيت اين است كه توجه كردن بچه‌ها به برخي امور باعث مي‌شود رشد عقلاني و عاطفي در آنها به درستي ايجاد نشود، بنابراين مي‌توان چنين ارزيابي كرد كه آزادي خوب است و اين كه همه چيز را از بچه‌ها مخفي نگه‌ داريم، مثبت نيست اما بايد توجه داشته باشيم كه حد آزادي رشد است.

خودباني به‌جاي ديگرباني

اين استاد دانشگاه در اين باره مي‌گويد: هرچند آزادي بايد به رشد افراد منجر شود، اما بايد دانست كه رشد زوري نيست و محدوديت مانع شكوفايي است. اين در حالي است كه اگر افراد بشدت در معرض حوادث قرار بگيرند، اين هم مانع رشد مي‌شود.

وي با بيان اين مقدمات به باز شدن فضاي بسياري از خانواده‌هاي امروزي اشاره مي‌كند و با برشمردن عوامل آن تصريح مي‌كند: برخي مي‌گويند مردم ما اين‌طور شده‌اند و جوان‌ها آن طور شده‌اند، اما واقعيت اين است كه ما يك گروه مردم نداريم و با تنوع در شيوه‌هاي رفتاري خانواده‌ها روبه‌رو هستيم، به اين معني كه بعضي خانواده‌ها هنوز خيلي سختگيرند و بعضي آسان‌گير و برخي ميانه‌رو، ولي اتفاقي كه افتاده اين است كه امروز برخي خانواده‌ها در خصوص پاره‌اي مسائل حساسيت ندارند و به همين دليل در فراهم كردن بستر رشد ناتوان شده‌اند.

امروزه تامين معاش و كسب درآمد آنقدر براي خانواده‌ها اهميت پيدا كرده كه مساله تربيت، موضوعي دست دوم و سوم شده است. انگار پدر و مادر وظيفه اصلي‌شان اين است كه بچه‌ها را فقط از نظر مادي تامين ‌كننداين جامعه‌شناس كه معتقد است امروز ما با يك نوع ناهنجاري در روابط خانوادگي روبه‌رو هستيم به انتقاد از سياست‌هاي فرهنگي كشور مي‌پردازد و مي‌گويد: متاسفانه مديران فرهنگي در جامعه ما بر اين باورند كه عوامل بيروني در انحراف افراد موثرند و مي‌كوشند تا جايي كه ممكن است با اين عوامل مقابله كنند، يعني آنها اصالت را به عامل بيروني مي‌‌دهند و تلاش مي‌كنند افراد كمترين سطح برخورد با اين عوامل را داشته باشند. اين وضع در خانواده‌هاي ما نيز حاكم شده است و توجه بيش از حد آنها به عوامل بيروني،‌ بچه‌ها را بي‌خيال كرده، به طوري كه آنها همواره احساس مي‌كنند فردي هست تا نگران عامل بيروني باشد و همين عامل است كه سبب شده بسياري از جوانان احساس مراقبت از خود را از دست بدهند.

دكتر انتظاري در توضيح اين جملاتش مي‌گويد: ما مفهومي با عنوان خودباني داريم، يعني اين كه هر فردي خودش مراقب خود باشد، اما در سياست فرهنگي كشورمان به جاي اين كه به چنين مساله‌اي توجه كنيم هميشه مراقب بوده‌ايم كه مردم فلان خبر را گوش ندهند، آن فيلم را نبينند يا اصلا ماهواره نداشته باشند، در حالي كه اگر به جاي اين نوع سياستگذاري ما آنقدر آدم‌ها را محكم و غني بار بياوريم و آنها را با تفكر انتقادي پرورش دهيم ديگر لازم نيست دائم نگران پيام‌هايي باشيم كه به آنها مي‌رسد، چون فردي كه نگاه انتقادي دارد وقتي فيلم يا خبري را مي‌بيند و مي‌شنود به جاي آن كه در مقابلش مسخ شود و تاثير بپذيرد از خودش مي‌پرسد اين فيلم يا خبر چه هدفي را دنبال مي‌كند.

اين جامعه‌شناس با بيان اين توضيحات تاكيد مي‌كند اگر خانواده‌اي آزادي با حد رشد و نگاه انتقادي را در اعضايش پرورش دهد ديگر نبايد چهار چشمي مراقب آنها باشد، چرا كه چنين افرادي خود در مقام تشخيص قرار مي‌گيرند. او توضيح مي‌دهد: وقتي حالت مراقبت زياد از افراد اتفاق بيفتد مقاومت در آنها شكل مي‌گيرد، يعني اگر مرتب گفته شود كه اين را نبين و نشنو فرد اصرار مي‌كند كه بايد ببيند و بشنود. در واقع انسان نسبت به آن چيزي كه از آن منع مي‌شود حريص است.

تربيت فرزندان، مساله‌اي دست چندم

اين استاد دانشگاه با تشريح اين موضوع به فشارهاي اقتصادي در جامعه و تاثير آن در تغيير ساختار خانواده‌ها مي‌پردازد و توضيح مي‌دهد: امروزه تامين معاش و كسب درآمد آنقدر براي خانواده‌ها اهميت پيدا كرده كه مساله تربيت، موضوعي دست دوم و سوم شده است. انگار پدر و مادر وظيفه اصلي‌شان اين است كه بچه‌ها را فقط از نظر مادي تامين ‌كنند و تربيت اخلاقي آنها را در اولويت قرار ندهند.

پدر و مادرها قهرمان نيستند

او در همين ارتباط رعايت نشدن برخي ضوابط در خانواده‌ها را ناشي از تغييرات اجتماعي مي‌داند و مي‌گويد: درگذشته به واسطه شرايط موجود، بچه‌ها پدر و مادرهايشان را قهرماني مي‌دانستند كه همه چيز را مي‌داند، اما امروزه به خاطر رشد فناوري اطلاعات و ارتباطات، اين رابطه خيلي صدمه خورده و در بيشتر مواقع بچه‌ها خيلي بيشتر از پدر و مادرشان اطلاعات دارند.

در واقع به خاطر توانمند شدن بچه‌ها، پايگاه‌ها معكوس شده و چون ديگر بچه‌ها و پدر و مادرها آن آدم‌هاي قديمي نيستند پس فرزندان خيلي راحت با پدر و مادرها شوخي مي‌كنند و آنها را دست مي‌اندازند، يعني چيزي كه درگذشته به هيچ‌وجه امكان‌پذير نبود.

انتظاري ادامه مي‌دهد: همين مسائل است كه سبب مي‌شود پدر و مادرها قدرت گذشته را نداشته باشند و به همين علت كنترل‌كننده هم نباشند، يعني اگر حتي بخواهند بررفتار بچه‌ها تسلط داشته باشند نمي‌توانند، چون ديگر بچه‌ها در اختيار آنها نيستند.

آزادمنشي به جاي اقتدارگرايي

اين جامعه‌شناس با بيان اين توضيحات به بهترين راه موجود در شرايط فعلي اشاره مي‌كند و مي‌گويد: در جامعه امروز به نظر مي‌رسد داشتن نگاه آزادمنشانه به جاي‌ نگاه اقتدارگرا مفيدتر باشد، چرا كه ديگر دوره اين سختگيري‌ها و محدود كردن‌ها گذشته است و خانواده‌ها بايد به جاي اعمال زور و اقتدار فضايي را فراهم كنند تا بچه‌ها به رشد عقلاني برسند و خود پيام‌هاي مناسب را انتخاب كنند، در ضمن خانواده‌ها بايد بدانند وقتي از همان ابتدا اعضا را در معرض هر پيامي قرار مي‌دهند با بزرگ‌ شدن افراد ديگر نمي‌توانند مانعي براي آنها باشند                                

 منبع:

Niksalehi.com

 

[ پنجشنبه یکم بهمن 1388 ] [ 8:15 ] [ وستا vesta ]
انسان موفق کسی است که در تاریکی دنبال شمع بگردد نه اینکه منتظر بشیند تا صبح شود.

                                                                                     

در زندگی افرادی هستند که مثل قطار شهر بازی می مونن

از بودن با اونا لذت می بری

ولی باهاشون به جایی نمی رسی.

پروانه اغلب فراموش می کند که روزی کرم بوده است.

مهربانی در کلام اعتماد می آفریند
مهربانی در فکر کردن بصیرت کامل خلق می کند
مهربانی در بخشش عشق بوجود می آورد

 

[ پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388 ] [ 1:55 ] [ وستا vesta ]
بازدید کننده عزیز ، تو با غمها ، رنجها و مشکلاتت چه می کنی؟
 
 - آیا افسرده می شوی و گوشه گیر ، چون توان حل آنها را نداری؟!
2 - آیا مضطرب و عصبانی می شوی ، چون کارها بر وفق مرادت پیش نمی رود؟!
3 - آیا با اعتیاد به مواد ، خوردنی ها، خواب و شوخی و … خودت را به کوچه علی چپ می زنی و صورت مسئله را پاک می کنی؟!
4 - آیا سفره غمت را پیش دیگران می گشایی و دست نیازت را به هر سو در جهت حل مشکل دراز می کنی تا احساسات بدت را با آنها تقسیم کنی؟!
5 - آیا سعی می کنی که غمها ، دردها ،  مشکلات و رنجهایت را تحمل کنی و با آنها بسازی؟!
6 - آیا برای حل مسائل و مشکلاتت و بر طرف کردن غمها و رنجهایت ، به فکر برنامه ریزی، تدبیر و راه حل می گردی؟!
7 - آیا برای خلاص شدن از موقعیت ، شدیدا بر تلاش خود می افزایی ؟!
8 - آیا برای حل مشکل خود ، سایر فعالیت های خود را متوقف می کنی و روی حل مشکل خودت تمرکز می کنی؟!
9 - آیا با خویشتن داری منتظر فرا رسیدن زمان مناسب برای حل مسائل می شوی؟!
10- آیا با افراد با تجربه و متخصص مشورت می کنی تا برای رفع آنها راه حلی مناسب بیابی؟!
۱1- آیا با تفسیر مجدد و مثبت سعی می کنی از جنبه های مثبت تر به رویدادها بنگری و از مشکلاتت در جهت رشد خود استفاده کنی؟!
12 - آیا با روی آوردن به مذهب و از خدا کمک طلبیدن به آرامش می رسی؟!
13-آیا بر هیجانات خود متمرکز شده ، و هیجانات خود را ابراز می کنی و با بیان نمودن و نشان دادن احساسات تخلیه می شوی؟!
14 - آیا مشکل را انکار می کنی و چنین وانمود می کنی که واقعا چیزی رخ نداده است؟!
15 - آیا عقب نشینی در رفتارت می کنی و برای رسیدن به اهداف خود، کوشش دیگری نمی کنی؟!
16 - آیا فکر می کنی به بن بست رسیدی و مغزت قفل می کند؟! یا در سیکلی از  "اگرها" و  "ای کاش های" و تخیلات می افتی؟!
 
وقتی شما در تنگنای مشکلی گرفتار آمدید، یا وجود عزیزتان گرفتار غم و رنجی شد ، شما گزینه های بی شماری در مواجه با آن پیش رو دارید که به عنوان نمونه در اینجا به 16 مورد اشاره شده است.
اکنون با خود خلوت کنید و به بعضی از گرفتاریهای اخیر خود بیندیشید و ببینید چگونه با آن برخورد کرده اید؟ این کمک می کند تا خود را بیشتر بشناسید و از عهده مسائل خود بهتر بر آئید. و نسبت به واکنش های خود آگاهانه برخورد کنید.
واقعیت این است که نحوه مقابله شما با مشکلات، به عوامل متفاوتی بستگی دارد از جمله اینکه: مشکل شما از چه نوع است و از چه رنج می برید؟ موقعیت و وضعیت شما چگونه است؟ چه تجربه هایی داشته اید؟ و اینکه شخصیت شما چگونه است. همه و همه نوع مقابله شما را با مشکلات تعیین می کند.
بیائیم در رابطه با مشکلاتمان از جنبه های مختلف به قضیه نگاه کنیم . شاید روزنه ای کوچک ما را به خورشید نورانی رهنمود سازد و مسیر ما را روشن سازد.
 
به نظر شما کارامدترین روشها کدامها هستند؟! آیا می توان گفت: متناسب با هر مشکل و رنجی ، یکی از این راه حل ها ارجح تر است؟!
 
به گفته بزرگی: به من اندیشه ندهید ، اندیشیدن یاد بدهید . به من جوابها را ندهید، بلکه سئوال کردن را بیاموزید
[ پنجشنبه سوم دی 1388 ] [ 18:53 ] [ وستا vesta ]

روزی لقمان به پسرش گفت " امروز به تو 3 پند می دهم تا کامروا شوی"

اول اینکه سعی کن در جهان بهترین غذای جهان را بخوری

دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی

سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی

پسر گفت " پدر ما یک خانواده فقیر هستیم من چطور میتوانم این کارها را انجام دهم؟"

لقمان جواب داد" اگر کمی دیرتر و کم تر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را میدهد

اگر بیشتر کار کنی و کمی دیر تر بخوابی در هرجا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است

اگر با مردم دوستی کنی در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست"

[ چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 ] [ 8:20 ] [ وستا vesta ]

The most selfish one letter word..........

بیشترین خودخواهی یک کلمه  یک حرفی است

"I“

من

Avoid it.

از آن بپرهیز

 

 

The most satisfying two-letter word.......

بيشترين خرسندي يك كلمه دو حرفي است

"WE“

ما

Use it.

ازآن استفاده كن

 

 

 

The most poisonous three-letter word.....

زهآگين ترين چيز يك كلمه سه حرفي است

"EGO“

 

Kill it.

آنرا از بين ببر

 

 

The most used four-letter word...........

پراستفاده ترين چيزيك كلمه 4 حرفي است

"LOVE“

عشق

Value it.

براي آن ارزش قائل شو

 

 

The most pleasing five-letter word.......

بهترين قدر داني كلمه 5 حرفي است

"SMILE“

لبخند

Keep it.

آنرا نگهدار

 

 

The fastest spreading six-letter word...

سريعترين چيز كه گسترش پيدا ميكند يك كلمه 6 حرفي است

"RUMOUR“

شايعه    

Ignore it.

آنرا در نظر نگير

 

 

The hardest working seven-letter word..

سختترين كار يك كلمه 7 حرفي است

"SUCCESS“

موفقيت

Achieve it.

آنرا بدست بياور

 

 

The most enviable eight-letter word....

رشك آورترين چيزيك كلمه 8 حرفي است

"JEALOUSY“

حسادت

Distance it.

از آن فاصله بگير

 

 

The most powerful nine-letter word....

قدرتمندترين چيزيك كلمه 9 حرفي است

"KNOWLEDGE“

دانش

Acquire it.

آنرا بدست بياور

 

 

The most essential ten-letter word....

ضروري ترين چيز يك كلمه 10 حرفي است

"CONFIDENCE“

اعتماد

Trust it.

به آن ايمان داشته باش

 

[ سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388 ] [ 9:43 ] [ وستا vesta ]
 

 روانشناسي رنگ چشم ها


معمولا انسان ها براي به دست آوردن شناخت بيشتر از دوستان و اطرافيان خود و يا شناخت سطحي از کساني که براي اولين بار با آنها رو به رو مي شوند به گزينه هاي مختلفي پناه مي برند که حدس زدن شخصيت طرف مقابل از روي لباس پوشيدن ،امضا و يا شيوه دست دادن او از جمله اين امور است.


شناخت شخصيت افراد از روي رنگ چشم گزينه جديدي است که در روابط انساني بي تاثير نبوده و چنانچه درست به کار رود مشکلات زيادي را حل خواهد کرد . مطلب زير که توسط يکي از انجمن هاي اينترنتي عربي منتشر شده است به بررسي انواع رنگ چشم و شخصيت دارندگان آن مي پردازد.


 
رنگ چشم سبز

رنگ چشم سبز نشان دهنده آن است که صاحبان آن شخصيتي قوي و اراده اي بالا دارند. در تصميم گيري ها، خيلي محکم عمل کرده و تا حدي خود راي و مغرور هستند.اين افراد اعتماد به نفس بالايي دارند و در کمک به ديگران سعي مي کنند تا آخرين توان خود را مصرف کنند.


رنگ چشم آبي

دارندگان چشم هاي آبي داراي نگاهي عميق بوده و شخصيتي حساس و شفاف دارند. اين افراد به راحتي فکر و نظر خود را به ديگران تحميل مي کنند و به همين نسبت جرات و شجاعت ويژه اي هم به خرج مي زنند. قابل توجه است که بيشتر چشم آبي ها طبيعت و احساساتي هنري و ملموس دارند.


 
رنگ چشم مشکي

صاحبان چشمان مشکي انسان هايي رويايي هستند که در فضاي شاعرانه اي زندگي مي کنند و همچنين بسيار دست و دل باز هستند. بسيار سعي مي کنند با هر چه دارند به ديگران کمک کنند .اين افراد همچنين داراي خلق و خوي اجتماعي و احساسات ظريف هستند.


رنگ چشم قهوه اي

چشم قهوه اي سنبل مهرباني و محبت است و هر چه تيره تر باشد مهر و محبت صاحبش بيشتر است. چشم قهوه اي ها بسيار خون سردند و هر چه را که مي خواهند به راحتي تصاحب مي کنند. چنين به نظر مي رسد که اين افراد معناي عصبانيت را نمي شناسند و از آرامشي تمام نشدني بهره مندند.


رنگ چشم خاکستري

صاحبان چشم هاي خاکستري دو دسته هستند ، يا از شخصيتي آرام و با اعتماد به نفس برخوردارند و يا شخصيتي عصبي و انقلابي دارند و هميشه به دنبال آرامش مي گردند ولي در مجموع انسان هايي سرسخت و سنگين دل هستند.


رنگ چشم عسلي

با وجود اينکه چشم عسلي ها انسان هايي خوش قلب هستند ولي با ديگران صريح نيستند. اين افراد هميشه به دنبال دوست مي گردند. چشم عسلي ها معمولا از کودکي روي پاي خود بزرگ شده و دوست ندارند به ديگران تکيه کنند

[ سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388 ] [ 1:26 ] [ وستا vesta ]

                                    نياز به دوست داشتن   
اساس حيات بردوست داشتن است؛ وگرنه هيچ موجودي زنده نمي‌ماند، محبت قوي‌ترين هيجان روح است. هر حس ديگري را خاموش مي‌كند و زير پا مي‌گذارد.
محبت انسان ريشه در معرفت او به خويشتن دارد. محبت انسان به خود، او را وادار مي‌كند كه به سوي كمال حركت كند و نقص را از خود بزدايد. يكي از روانشناسان «جان بي‌كايزل» درباره عشق و محبت مي‌گويد: «احتياج به محبت با هر نوزادي به دنيا مي‌آيد. ظاهراً نوزاد ابتدا غذا و آسايش مي‌خواهد، اما چند هفته نمي‌گذرد كه به مادر مي‌چسبد و لبخند مي‌زند و تمناي محبت مي‌كند. پس آن چه براي حفظ بقا لازم دارد، اولين احتياج كودك به دوست داشتن و محبوب بودن است.»

 تمام فعاليت‌هاي افراد بشر در زندگي بر محور عشق و محبت قرار گرفته است. ميزان محبت انسان نسبت به ديگران بايد متناسب با ميزان شايستگي آنها باشد. يعني نمي‌توان همه را به يك اندازه دوست داشت، زيرا اين عمل به معناي ناديده گرفتن- ارزش‌ها و ضايع كردن گوهر محبت است- محبت سرمايه‌اي با ارزش است كه نمي‌توان آن را بيهوده به اين و آن بخشيد، بلكه با توجه به نقش محبت در سوق دادن انسان به كمال بايد تنها در جايي به كار رود كه دل را مجذوب كمال كند.

هدف محبت تأمين سلامت و بهداشت رواني انسان در دنيا است. تحقق اين هدف از اين طريق امكان‌پذير است كه انسان نفرت را با مودت پاسخ گويد و از راه گذشتي زيبا و دل‌پسند با تجاوز روبه‌رو شود و ستم‌گري را با عفو مبادله كند. محبت براي انسان يك نياز طبيعي به شمار مي‌رود و زندگي بدون محبت سرد و بي‌صفا و خسته‌كننده است. هر انساني دوست دارد محبوب ديگران باشد و از اظهار محبت، دلگرم و مسرور مي‌شود.

«سخت دلي و خشونت مايه پراكندگي و جدايي است.» (قرآن مجيد سوره آل عمران) زندگي بدون محبت سرد و بي‌روح است. تبادل محبت از دوران كودكي بايد آغاز و پايه‌گذاري شود. بهترين كساني كه مي‌توانند اين نياز عاطفي را پايه‌گذاري كنند، والدين وبالاخص مادراست. كودك در دامن گرم مادر آرميده و از نگاه‌هاي محبت‌آميز و نوازش‌ها و بوسه‌هاي او احساس محبوبيت مي‌كند.

 روانشناس ديگري مي‌‌گويد: محبت مادر به طفل امكان تجربه جهان نوراني را به او مي‌دهد. كيفيت تجربه اين جهان از جانب طفل به وسيله چگونگي رفتار عاطفي مادر تعيين مي‌شود. همه ما رفتارهاي عاطفي را به شكل عاطفي درك مي‌كنيم. عكس‌العمل طفل نسبت به بزرگسالان رنگ عاطفي بيشتري دارد. محروميت از محبت باعث عقب‌ماندگي كودكان مي‌شود.

والدين موفق بايد فرزندانشان را به گونه‌اي ترغيب كنند كه از درون احساس خوبي نسبت به خود داشته باشند و اعتماد به نفسشان تقويت شود و احساس كنند مورد علاقه والدين هستند.خلاء عاطفي در زندگي، انسان را با هيچ چيز ديگر نمي‌توان جبران كرد. بي‌ترديد يكي از مهم‌ترين نقش‌هاي خانواده، پرورش عاطفي كودكان است كه براي آن جايگزيني نمي‌توان يافت.

 وجود و حضور زن در كانون خانواده درواقع در حكم چراغ فروزاني است كه نور عاطفه را در فضاي خانه مي‌پراكند و محيط خانواده را از نظر ارزش‌هاي عاطفي غناي بيشتري مي‌بخشد. عاطفه مادري اوج عاطفه انساني است و نظيري براي آن نمي‌توان يافت.بدون ترديد زن براي جامعه انساني در حكم منبع عاطفي و معنوي پرارجي است كه اگر جامعه در جهت رشد واعتلاي خود از اين سرچشمه عواطف استفاده شايسته‌اي به عمل نياورد، با فقر عاطفي و معنوي و از ارزش‌هاي انساني فاصله خواهد گرفت.

عاطفه را بايد سرمايه معنوي ناميد كه نه‌تنها فرد، بلكه جامعه نيز براي رسيدن به حيات اجتماعي سالم و سعادتمند محتاج آن است

 

 

[ سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388 ] [ 1:10 ] [ وستا vesta ]



اگر کسي ترا آنطور که ميخواهي دوست ندارد به اين معني نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
(( مارکز Marquez ))

چه بيچاره اند مردمي که ، قهرمانشان بزدل باشد .
(( ارد Orod ))

آنان که از خود عشق ساطع مي کنند با عشق زندگي مي کنند و با عشق نيز نفس مي کشند ، ديگران را به سمت خود مي کشانند .
(( دي آنجليس B. De Angelis ))

در درون جسارت ، نبوغ و قدرت سحر آميزي نهفته است.
(( گوته Goethe ))

شانس هرگز کافي نيست .
اندرو متيوس

قابليت انعطاف داشته باشيد . تنها همين يك خصوصيت كه بتوانيد شيوه كار خود را تغيير دهيد موفقيت شما را تضمين مي كند .
(( رابينز Robbins ))

آن گاه که ، زايش راهي نو را از درون خويش احساس کردي پاي در راهي خواهي گذارد که پيشتر براي رسيدن بدان بسيار تلاش نموده ايي .
(( ارد Orod ))

دوست واقعي کسي است که دستهاي تو را بگيرد ولي قلب ترا لمس کند .
(( مارکز Marquez ))

عشق يگانه منبع نيرو و قدرت شماست .
(( دي آنجليس B. De Angelis ))

قانون احتمالات يادت نره ، بلاخره يک نفر خواهد گفت بله .
(( رابينز Robbins ))

اگر فکر مي کنيد که موفق مي شويد يا شکست مي خوريد،در هر دو صورت درست فکر کرده ايد.
(( رابينز Robbins ))

وقتي انسان آرامش را در خود نيابد ، جستجوي آن در جاي ديگر کار بيهوده اي است.
لارو شفوکو

گزينش امروز ما ، برآيند انديشه ها و راه بسيار درازيست که تا کنون از آن گذشته ايم . اين گزينش مي تواند سيماي نوي را از ما به نمايش بگذارد .
(( ارد Orod ))

در تاريخ جهان ، هر لحظه عظيم و تعيين کننده ، پيروزي نوعي عشق است.
امرسون

موفقيت ، يک درصد نبوغ ، 99 درصد عرق ريختن .
توماس اديسون

مهم اين نيست که در کجاي اين جهان ايستاده ايم ، مهم اين است که در چه راستايي گام بر مي داريم .
هولمز

سعي نکنيم بهتر يا بدنر از ديگران باشيم ، بکوشيم نسبت به خوذمان بهترين باشيم .
مارکوس گداوير

مغز ما يک دينام هزار ولتي است که متاسفانه اکثرمان بيش از يک چراغ موشي از آن استفاده نمي کنيم .
ويليام جيمز

آدمي تنها زماني دربند رويدادهاي روزمره نخواهد شد که در انديشه ايي فراتر از آنها در حال پرواز باشد .
(( ارد Orod ))

آن گاه خواهيد ديد که زندگي با لطف و محبت ، زيبايي ، رحمت ، شادي ، نشاط و شور و سرزندگي به شما پاسخ خواهد داد .
(( دي آنجليس B. De Angelis ))

آن چه انسان هرگز نخواهد فهميد اين است که چگونه در مقابل کسي که ما را آفريده و همه چيز ما از اوست مسوول خواهيم شد و او از ما بازخواست خواهد کرد ؟!؟!؟ .
(( مترلينگ Maeterlinck ))

هر چه عشق و شور زندگي بيشتري از خود ابراز کنيد براي ديگران نيز بيشتر مقاومت ناپذير خواهيد شد و آن ها ديگر نخواهند توانست شما را ناديده بگيرند .
(( دي آنجليس B. De Angelis ))

اين همه پيغمبرها گفته اند که روح باقي مي ماند و چنين و چنان مي شود. اما هيچکس توجه نکرده که آيا روح ما قابل بقا هست يا نه ؟؟؟
شما را بخدا روح ما با اين افکار پست و انديشه هايي که از حدود معده و شهوت تجاوز نمي نمايد آيا اگر از بين برود بهتر نيست ؟!؟

[ پنجشنبه نوزدهم آذر 1388 ] [ 18:19 ] [ وستا vesta ]

                        چطور یک الگو شکل می گیرد                 

يک گروه از دانشمندان پنج ميمون را در قفسی گذاشتند و در وسط قفس يک نردبان که بالای آن مقداری موز گذاشته شده بود قرار دادند

هربار که ميمونی از نردبان بالا رفت، دانشمندان ميمون های ديگر را با دوش آب سرد خيس کردند.

پس از مدتی، هر ميمون که از نردبان بالا رفت ميمون های ديگر ميمونی را که از نردبان بالا رفته بود ، کتک زدند.

پس از مدتی، هيچ ميمونی ديگر جرات اينکه از نردبان بالا رود را نداشت، گرچه وسوسه او بسيار عميق بود.

دانشمندان تصميم ميگيرند يکی از ميمون ها را با ميمون جديدی عوض کنند. ميمون تازه وارد  اولين کاری که می کند برای بدست آوردن موز از نردبان بالا می رود. ولی ميمون های ديگر او را محکم کتک می زنند.

پس از چند بار کتک خوردن، ميمون تازه وارد فرا می گيرد که نبايستی از نردبان بالا برود، اما هرگز نميداند چرا.

 

ميمون دوم جايگزين می شود و همان وضع ادامه می يابد. ميمون اول هم در کتک زدن

ميمون دوم همکاری می کند. ميمون سوم جايگزين می شود و همان وضع کتک زدن ادامه ميابد. ميمون چهارم جايگزين می شود و همچنان کتک زدن هر ميمونی که از نردبان بالا می رود ادامه دارد. ميمون پنجم هم جايگزين می شود و کتک زدن و کتک خوردن همچنان ادامی مي یابد.

اگر ممکن بود از ميمون ها پرسش شود چرا آنانی را که از نردبان بالا ميروند  کتک می زنند، مطمئن باشيد جواب می توانست اين باشد...

 

”من نميدانم – اين روش کاری است که در اينجا مرسوم

است“

 

 آيا اين جمله برایتان آشنا نيست؟؟          

 

[ پنجشنبه نوزدهم آذر 1388 ] [ 18:15 ] [ وستا vesta ]
درباره وبلاگ

میزی برای کار ،

کاری برای تخت ،

تختی برای خواب ،

خوابی برای جان ،

جانی برای مرگ ،

مرگی برای یاد ،

یادی برای سنگ ،

این بود زندگی ....

امکانات وب